تبليغاتX
اَلصُّبوح

اَلصُّبوح

اَلصُّبوح اَلصُّبوح یا اصحاب

این شعر توسط رسول داوری(صفا) سروده شده و حاج ابراهیم رهبر مداحی مشهوری از آن ارائه کرده.

این شعر رو به کمک دوست خوبم مهندس حسن محمودی که در مدت آموزشی سربازی(اردیبهشت87) با هم آشنا شدیم و اهل تبریز بود آماده کردم. سعی کردم تلفظ ترکی اون رو نزدیک به واقع بیارم تا اگه کسی خواست به ترکی یاد بگیرش راحت تر باشه و ترجمه هر مصرع رو هم آوردم. فکر می کنم کمتر کسی با این دقت و قریب به صحت کار کرده باشه نکته ای که وجود داره اینه که در تلفظ ترکی هنگامی که به گ=ق مواجه شدید (مثلا گ=قلم) بخوانید گ (گلم) وهرگاه با ج=گ مواجه شدید (مثلا ج=گلدی) بین "ج" و "گ" تلفظ کنید (شبیه اخفاء در عربی. بطور کلی تلفظ حرف را در قبل از تساوی و شکل حرف را در بعد از آن آورده ام و علامت تساوی نشانه ی نکته ی تلفظی است (مثلا در آیریلیخ=قدان حرف قاف "خ" تلفظ می شود).

1.ای گ=قلم سوزلَرین دَه اَثریوخ (ای قلم در حرف هایت اثری نیست) / آشنا دَن مَنَه بیرخَبَر یوخ (از آشنا برای من خبری نیست) / 2.ج=گَلدی بو جومعَه دَ گِشدی آلله(این جمعه هم آمد و گذشت ای خدا) / فاطمَه یوسیفینَّن خبر یوخ (از یوسف فاطمه(س)خبری نیست) / 3.یاندی پروانَه لَرشمعِ سوندی(پروانه سوخت و شمع زندگیش خاموش شد) / آیریلیخ=قدان اورَه گ=قانَه دوندی(از جدایی دل ها خون شد) / 4.شَأنیدَه رُتبَه دَه بی بَدَل سَن(در شأن و مقام بی همتایی) / هرج=گوزَل دَن آقا سَن ج=گوزَل سَن(از هرزیبایی آقا تو زیباتری) / 5.کیم دییر آیریلیخ=ق در دَه سال ماز؟(چه کسی می گوید جدایی انسان را دردمند نمی کند؟) / عاشیقین صبرینی اَل دَن آلماز؟(وصبرِ عاشق را لبریز نمی کند؟) / 6.ای ج=گوزوم یول لارا باخ داریخما (ای چشمم به راه نگاه کن و دل تنگ مشو) / ج=گون همیشَه بولوت آت دا، گ=قالماز (چون که خورشید همیشه زیر ابر نمی ماند) / 7.گ=قونچَه ج=گول لَر نَه اندازَه سُل سون (غنچه ی گل چقدر پرپر شود؟) / گ=قلبیلَر گ=قویما گ=قانیلَه دُلسون (مگذار قلب ها خون شود) / 8.ج=گَلدی بو جُمعَه دَ ج=گَلمَدین سَن (این جمعه هم آمد ولی شما نیامدید) / ج=گون سایِم جمعه ی دیگَر اولسون (روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر برسد) / 9.ای "صفایی" هَلَه دُز فراق=گَه (ای "صفایی" صبر کن در فراقش) / یول سالاخ=ق بیزدَه بیردَه عراقَه (تا بارِ دیگر مسیرمان به طرف عراق بیفتد) / 10.گ=قلبیلَر غُصَّه دَن داغلی گ=قالدی (قلب ها از غصه ات داغدارشده است) / یا امام زمان ج=گَل اَمان دی (یا امام زمان(عج)بیا و رحم کن) / کربلا یول لاری باغلی گ=قالدی(راه های کربلا بسته مانده)

دریافت فایل صوتی با حجم 673 کیلوبایت و فرمتwma-با مداحی حاج ابراهیم رهبر

دانلود تصویری با حجم 7.99 مگ و فرمت wmv - با صدای حاج ابراهیم رهبر

معرفی چند لینک مرتبط و جالب: چند مداحی دیگر از حاج ابراهیم رهبر - در مورد شعر ترکی ایـــــــــن  و ایـــــــن  - در مورد شاعر این شعر و مداح این شعر-رسول داوری و ابراهیم رهبر - همه چیز درباره مداحی ترکی - آموزش زبان ترکی و ... در اینجـــــــا و ایــــــــنجا .

کلید واژه: مداحی ترکی-شعر آذری-مداحان ترک و آذری-مداحی امام زمان حضرت حجت ابن الحسن المنتظرالمهدی القائم(عج)-درد دل با امام غایب-زیباترین و بهترین اشعار آیینی-دلنوشت-فرزندفاطمه الزهرا(س)-دانلود کلیپ صوتی و تصویری مداحی-مداحی انتظارومنتظران- روضه-کلیپ-منجی-دانلود

/*]]-->*/

این شعر توسط رسول داوری(صفا) سروده شده و حاج ابراهیم رهبر مداحی مشهوری از آن ارائه کرده.

این شعر رو به کمک دوست خوبم مهندس حسن محمودی که در مدت آموزشی سربازی(اردیبهشت87) با هم آشنا شدیم و اهل تبریز بود آماده کردم. سعی کردم تلفظ ترکی اون رو نزدیک به واقع بیارم تا اگه کسی خواست به ترکی یاد بگیرش راحت تر باشه و ترجمه هر مصرع رو هم آوردم. فکر می کنم کمتر کسی با این دقت و قریب به صحت کار کرده باشه نکته ای که وجود داره اینه که در تلفظ ترکی هنگامی که به گ=ق مواجه شدید (مثلا گ=قلم) بخوانید گ (گلم) وهرگاه با ج=گ مواجه شدید (مثلا ج=گلدی) بین "ج" و "گ" تلفظ کنید (شبیه اخفاء در عربی. بطور کلی تلفظ حرف را در قبل از تساوی و شکل حرف را در بعد از آن آورده ام و علامت تساوی نشانه ی نکته ی تلفظی است (مثلا در آیریلیخ=قدان حرف قاف "خ" تلفظ می شود).

1.ای گ=قلم سوزلَرین دَه اَثریوخ (ای قلم در حرف هایت اثری نیست) / آشنا دَن مَنَه بیرخَبَر یوخ (از آشنا برای من خبری نیست) / 2.ج=گَلدی بو جومعَه دَ گِشدی آلله(این جمعه هم آمد و گذشت ای خدا) / فاطمَه یوسیفینَّن خبر یوخ (از یوسف فاطمه(س)خبری نیست) / 3.یاندی پروانَه لَرشمعِ سوندی(پروانه سوخت و شمع زندگیش خاموش شد) / آیریلیخ=قدان اورَه گ=قانَه دوندی(از جدایی دل ها خون شد) / 4.شَأنیدَه رُتبَه دَه بی بَدَل سَن(در شأن و مقام بی همتایی) / هرج=گوزَل دَن آقا سَن ج=گوزَل سَن(از هرزیبایی آقا تو زیباتری) / 5.کیم دییر آیریلیخ=ق در دَه سال ماز؟(چه کسی می گوید جدایی انسان را دردمند نمی کند؟) / عاشیقین صبرینی اَل دَن آلماز؟(وصبرِ عاشق را لبریز نمی کند؟) / 6.ای ج=گوزوم یول لارا باخ داریخما (ای چشمم به راه نگاه کن و دل تنگ مشو) / ج=گون همیشَه بولوت آت دا، گ=قالماز (چون که خورشید همیشه زیر ابر نمی ماند) / 7.گ=قونچَه ج=گول لَر نَه اندازَه سُل سون (غنچه ی گل چقدر پرپر شود؟) / گ=قلبیلَر گ=قویما گ=قانیلَه دُلسون (مگذار قلب ها خون شود) / 8.ج=گَلدی بو جُمعَه دَ ج=گَلمَدین سَن (این جمعه هم آمد ولی شما نیامدید) / ج=گون سایِم جمعه ی دیگَر اولسون (روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر برسد) / 9.ای "صفایی" هَلَه دُز فراق=گَه (ای "صفایی" صبر کن در فراقش) / یول سالاخ=ق بیزدَه بیردَه عراقَه (تا بارِ دیگر مسیرمان به طرف عراق بیفتد) / 10.گ=قلبیلَر غُصَّه دَن داغلی گ=قالدی (قلب ها از غصه ات داغدارشده است) / یا امام زمان ج=گَل اَمان دی (یا امام زمان(عج)بیا و رحم کن) / کربلا یول لاری باغلی گ=قالدی(راه های کربلا بسته مانده) /*]]-->*/ http://www.ghadir.ca/multimedia/maddahi/video/imam-zaman/13-ya-mahdi.wmv لینک تصویری با حجم 7.99 مگ و فرمت تصویری wmv و با صدای حاج ابراهیم رهبر  http://www.yoosofezahra.com/forum/index.php?topic=238.10;wap2 در مورد شاعر و مداح مشهور این شعر حاج ابراهیم رهبر  http://www.daraje1.com/W.PHP?U=HTTP://BARBALE-MALAYEK.BLOGFA.COM/POST-21.ASPX چند مداحی دیگر از حاج ابراهیم رهبر  http://www.bachehayeghalam.com/media/sound/emamezaman04.wma لینک صوتی-فرمتwma – حجم 673مگ  http://saber39.blogfa.com/ http://www.iran-eng.com/showthread.php?t=57256 شعر ترکی  http://www.qaynaq.com/index.php?titem=115〈=f http://www.hassanzadeh.netfirms.com/learn%20Turkish%20Language.htm آموزش زبان ترکی و ... http://oxsama.persianblog.ir/ همه چیز درباره مداحی ترکی
کلید واژه: مداحی ترکی-شعر آذری-مداحان ترک و آذری-مداحی امام زمان حضرت حجت ابن الحسن المنتظرالمهدی القائم(عج)-درد دل با امام غایب-زیباترین و بهترین اشعار آیینی-دلنوشت-فرزندفاطمه الزهرا(س)-دانلود کلیپ صوتی و تصویری مداحی-مداحی انتظارومنتظران-
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت   توسط مصطفی  | 

من اگر برخیزم/ تواگر برخیزی/ همه برمی خیزند-شعری اتقلابی از حمید مصدق

عکس انقلاب-من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند

حمید مصدق در 9 بهمن سال 1318 در شهرضا به دنیا آمد. دارای لیسانس حقوق و فوق لیسانس اقتصاد است و در انگلستان در زمینه روش تحقیق تحصیل نموده و تا سال های پایانی عمر به تدریس و وکالت مشغول بوده است .

منظومه بلند و زیبای " آبی ، خاکستری ، سیاه " ایشان در سال 1344 برای اولین بار منتشر و از اشعار بسیار محبوب و مشهور شد. قسمت های مختلف این شعر در زمینه های مختلف معروف و ورد زبان مردم شد از جمله قسمتی که شعار دانشجویان در تظاهرات سیاسی شد : من اگر برخیزم / تو اگر برخیزی / همه بر می خیزند.

به یاد ایام انقلاب که در سی امین سالگرد پیروزیش قرار داریم و به یاد برادران و خواهران مظلوممان در غزه این شعر رو آوردم. کاملشو که با محتوایی عاشقانه-سیاسی است میتونین از اینجـــــــا بخونین.

... با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها،

با تو اكنون چه فراموشيهاست .

چه كسي مي خواهد

من و تو ما نشويم

خانه اش ويران باد !

من اگر ما نشوم، تنهايم

تو اگر ما نشوي،

- خويشتني

از كجا كه من و تو

شور يكپارچگي را در شرق

باز بر پا نكنيم

از كجا كه من و تو

مشت رسوايان را وا نكنيم .

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه بر مي خيزند

من اگر بنشينم

تو اگر بنشيني

چه كسي برخيزد ؟

چه كسي با دشمن بستيزد ؟

چه كسي

پنجه در پنجه هر دشمن دون

- آويزد

دشتها نام تو را مي گويند .

كوهها شعر مرا مي خوانند .

كوه بايد شد و ماند،

رود بايد شد و رفت،

دشت بايد شد و خواند .

در من اين جلوه اندوه ز چيست ؟

در تو اين قصه پرهيز - كه چه ؟

در من اين شعله عصيان نياز،

در تو دمسردي پاييز - كه چه ؟

حرف را بايد زد !

درد را بايد گفت !

سخن از مهر من و جور تو نيست .

سخن از

متلاشي شدن دوستي است ،

و عبث بودن پندار سرور آور مهر

...

سينه ام آينه اي ست،

با غباري از غم .

تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .

...

من چه مي گويم،آه ...

با تو اكنون چه فراموشيها؛

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست .

تو مپندار كه خاموشي من،

هست برهان فراموشي من .

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه برمي خيزند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط مصطفی  | 

شعری در سوگ رقیه سه ساله (به مناسبت شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها)

شهادت حضرت رقیه ،سه ساله امام حسین سلام الله علیها

با گونه‏هایم خنجرت الفت ندارد

سیلی بزن دستان تو غیرت ندارد

گفتند آن سر، روی نیزه مال باباست

مادر بگو این حرف‏ها صحت ندارد

مادر بگو این‏قدر بر بابا نتازند

چشمان سیلی خورده‏ام طاقت ندارد

از خون و خاکستر جدا کن کفترت را

آخر به این گهواره‏ها عادت ندارد

بلعید آتش خیمه‏ها را آه، مادر!

پاهای من دیگر چرا قدرت ندارد

کلید واژه ها:بابا-پدر-اسارت-غریبی-خرابه شام-

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط مصطفی  | 

اعراب خائن هرگز بخشیده نخواهند شد (شعری بسیار زیباازاحمدمطر-شاعرعراقی)
ممکن است بدکار هم توبه کند

ممکن است آب ماست شود

ممکن است چاشتگاه ٬ آفتاب از غرب طلوع کند

ممکن است ابلیس از معصیت خویش توبه کند

و خداوند مهربان ٬ گناهانش را ببخشد

ولی هرگز ٬ پادشاهان سرزمین های عرب

بخشیده نخواهند شد.

احمد مطر-شاعر عراقی/ترجمه : محمد خنیفرزاده / به نقل از هفته نامه صبح صادق

کلید واژه:اعراب سازشکار- شعر غم- مصر و عربستان خائن- اعراب جنایتکار- شعر عرب- شعر حماسی- شعر فلسطین- شعر غزه- زیباترین شعرحماسی-زیباترین شعرعرب- عرب آزاده-

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت   توسط مصطفی  | 

یک مرثیه در قالب بحر طویل یا نثر موزون(زیباترین شعر امام زمانی- محرمی از حمید برقعی)

بحر طویل نوعی شعر یا نثر موزون در ادبیات فارسی است. قالب بحر طویل بیشتر برای بیان سخنان طنز یا هزل کاربرد دارد. اما برخی شعرهای جدی تر مانند مرثیه ها و مُناظره ها نیز با قالب بحرطویل نوشته شده اند. بحر طویل قالبی شعری است که در آن برخلاف ساير قالب های شعر سنتی فارسی، مصراع های مساوی و بیت وجود ندارد. در عوض، بحر طويل از يک يا چند قسمت با نام بند تشکيل می شود. سرودن بحر طویل از دوره صفویه به بعد مرسوم شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر بروید به اینجـــــــــــــــا

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است، دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟ به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ، گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ، ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...

شاعر: سید حمید رضا برقعی

به نقل از وبلاگ شخصی سید حمید رضا برقعی

برای دیدن مصاحبه صورت گرفته با ایشان و بیوگرافی ایشان به اینجــــــــــــــا بروید.

کلید واژه ها: زیباترین شعر- شعر امام حسین(ع)- شعر محرم- شعر عاشورا- شعر امام زمان(عج)-زیباترین شعر امام زمان(عج)-مناجات با امام زمان(عج)-شعر حضرت مهدی - شعر ولی عصر(عج)-شعرحضرت رقیه(س)-شعر حضرت علی اصغر(ع)-شعرفراق-شعرحضرت زینب(س)-شعرانتظار-منتظر

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط مصطفی  | 

ويژه نامه ميلاد امام زمان(عج) سايت تبيان-گزیده مطالب:شعر-عکس-حدیث-حوادث ظهور
  ويژه نامه ميلاد امام زمان(عج) سايت تبيان با عنوان "آرام جانم مي رسد":

شامل:

آخرین حجت ، واپسین منجی 

 امام مهدی علیه السلام در کلام نبی اکرم صلی الله علیه و آله 

 وظیفه ای بر دوش ما در عصر غیبت 

 مهدویت در اندیشه شهید مرتضی مطهری (ره) 

 انتظار فرج و امید به آینده 

 اگر او بیاید ... 

 فضیلت شب نیمه شعبان 

 افضل اعمال 

 امام زمان (عج) را چقدر می شناسیم ؟ 

 داستانهایی کوتاه از زندگی امام زمان (عج) 

 نجوا با امام زمان (عج) 

 واگویه های دل ( شعر ) 

 حکومت جهانی مصلح حقیقی حضرت بقیة الله الاعظم (عج) ، سخنرانی استاد رضا الهی 

 دکلمه و همخوانی ( صوت ) 

 شور عشق ( مولودی ) 

 زمزمه با امام زمان (عج) (صوت) 

 القاب امام زمان (عج) 

 ویژه نامه سال 85 

 کتابخانه امام زمان علیه السلام 

 پرسش و پاسخ در زمینه مهدویت 

 تصاویر ویژه متحرک 

 تصاویر ویژه 

 Screensaver 

گزيده اي از مطالب:

شعر:

تا جلوه نما دلبر جانانه ما شد

آكنده دل از نعره مستانه ما شد

تا نور رخش رونق كاشانه ما شد

دیوانه مهدى دل دیوانه ما شد

كو فخر بشر حامى قرآن مبین است

چون خلد برین از قدمش روى زمین است ...

 

***      ***      ***

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده‌ها با چشم تَر

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی از فراقش سوختن ...

 

***      ***      ***

یك شب كه عشقت باز از دل در گذر شد

نام ترا بردم پیاپى تا سحر شد

تا صبحدم آن شب به یادت گریه كردم

هر قطره اشكم در پى تو در سفر شد

قابل نبودم تا جمالت را ببینم

اما قسم بر تو كه شوقم بیشتر شد

شد علت دورى من از تو عیوبم

دل مبتلا هر روز بر عیب دگر شد...

خود واقفم یارى ز من بدتر ندارى

دست ولایت از سر من بر ندارى...

بشنو تمناى دل بیچارگان را

گرچه تو را صد بار آزردیم، بازآ...

 

***      ***      ***

زد قدم خسرو پاك اختر فرخنده خصال                                  

ماه شعبان و خرد مات از آن حسن و جمال

حجة بن الحسن و قائم حىّ متعال

جان هر عاقل و هر عارف و هر فرزانه

پُر توش جانب صحرا كشدم از خانه

واله چهره او خازن جنات عدن

محو او حور به فردوس از آن وجه حسن

خضر گمگشته آن لعل لب و دُرّ دهن

سبزه آنسان كه نه در باغ نه بستان نه چمن

عقل یغما كند و حالت ما دیوانه...

 

***      ***      ***

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید، شب هجران تو  یا نه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه...

 

***      ***      ***

از پرده برون آی دلم غرق تمناست

تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست

در حلقه عشاق ز رحمت گذری کن

تا جلوه حسنت نگرند از چپ و از راست ...

 

***      ***      ***

 

عكس هاي منتخب:

emam zaman 4-حضرت مهدی امام زمان(عج) 

 

emam zaman 3-حضرت مهدی امام زمان(عج)

 

emam zaman 2

 

emam zaman1-حضرت مهدی امام زمان(عج)

 

مطالب منتخب:

مَن ماتَ مِنکُم و هُوَ مُنتظِر لِهذا الاَمرِ کَمَن هُوَ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطهِ.

 هر یک از شما که در حال انتظار این امر (فَرَج) از دنیا برود همانند کسی است که با قائم (عج) در چادر او باشد. امام صادق علیه السلام

***      ***      ***

... مقدمات ایجاد حالت انتظار به سه بخش تقسیم می‌شوند: یقین داشتن به ظهور محبوب، نزدیک دانستن زمان ظهور او و دوست داشت ظهور او و دوست داشتن خود او. جان‌های ما برای ظهور پدر محبوبمان و دیدن روی دلگشای او پر می‌کشد. ما که هیچگاه نتوانسته‌ایم پیامبر خود را ببینیم باید بدانیم که او شبیه‌ترین کسان به رسول خداست. ...

***      ***      ***

سیدبن طاووس می‌گوید:

كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلى‏الله علیه ‏و آله، امیرمؤمنان و اوصیاى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مى‏كند ... و پیش از جدا شدن روح از بدنش به او مى‏گویند: اى فلان! دلت ‏خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهیا كرده است ... .

از جمله تكالیف بندگان در عصر غیبت امام عصر علیه‏السلام، هدیه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ایشان است؛ زیرا این كار باعث قبولى عبادات و ازدیاد طاعات زیاد بنده خواهد شد .  

***      ***      ***

 نكته دیگری كه در زمینه جایگاه حجت‏های خداوند در عالم هستی باید یادآور شد، اطلاع و آگاهی آنها از اعمال مردمان است. بر اساس روایات فراوانی كه از امامان معصوم‏ علیهم السلام وارد شده است، اعمال مردم هر صبح و شام به حضور حجت و امام عصر(عج) عرضه می‏شود و ایشان از اعمال خوب و پسندیده مردم شاد و از اعمال ناشایست آنها اندوهگین می‏شوند.

 

از بسیاری از ادعیه، زیارات و روایت‏هایی كه از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده است، چنین استفاده می‏شود كه همه فیوضات و نعمت‏های مادی و معنوی كه از سوی خداوند بر بندگان ارزانی می‏شود، به واسطه یا به بركت وجود حجت‏های الهی است. 

***      ***      ***

اگر او بیاید ...

جهان با فروغ جمال عالم آرایش منور گردد.

راه‌ها امن شود.

ثروت به طور مساوى تقسیم گردد.

همه گنج‌ها را استخراج نماید.

جهان در آسایش و آرامش بى نظیر قرار گیرد.

همگان از حكومت ‏حضرتش خشنود باشند.

زمین بركاتش را خارج سازد.

پرچم اسلام بر فراز گیتى به اهتزار در آید.

امت اسلامى مجد و عظمت فوق العاده‏اى پیدا كند.

حكومت‌هاى جابرانه ریشه كن شوند.

شرق و غرب جهان به تسخیر آن حضرت در آید.

فرهنگ بشرى به والاترین حد خود برسد.

جهان در ثروت و آبادانى غوطه‏ور شود.

انسان‌ها از رشد عقلانى برخوردار شوند.

همه بدعت‌هاى جاهلى ریشه كن شود.

كینه توزى و دغل‌بازى رخت‏ بر بندد.

امتیازهاى طبقاتى از بین برود.

روابط انسان‌ها بر اساس صفا و وفا استوار گردد.

نیاز همگان برطرف شود و كسى حاضر به پذیرش زكات نباشد.

همگان در دل خود احساس بى نیازى كنند.

نشانى از شرك و كفر در روى زمین باقى نماند.

همه گردنكشان در برابر آن حضرت تسلیم شوند.

قلب مؤمن از فولاد استوارتر شود.

مردم آرزو كنند كه اى كاش نیاكانشان زنده بودند و آن روز فرخنده را مى‏دیدند.

عدالت در همه‏ جا گسترده شود، احدى مورد ستم قرار نگیرد.

شیعیان در عصر ظهور از شیر دلیرتر و از شمشیر برنده‏تر شوند.

در روى زمین ویرانه‏اى نمى‏ماند، جز این كه آباد گردد.

منبع: به نقل از: كتاب روزگار رهایى، على اكبر مهدى‏پور

****        ****        ****

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت   توسط مصطفی  | 

کاریکلماتور

گفتم بد نیست این جملات نغز و زیبا رو هم در وب بیارم.

 

بزرگترین شیــره کش خانه، به درختـــان جنگل تعلق دارد.

کله پایم کـــردند، حالا پایـــم صاحب کـــلاه شده.

خاک سپـــاری، آغــازِ حیات ِدرخـــت است.

زنــدگیِ قـــالی، مـــرهونِ « دار» است.

فقـــر بی کار استـــخدام می کـند.

قـــرن، پیـــرترین ثانیه است.

دونده، نان ِپایش را می خورد.

حروف الفبا از«خط فاصله»رنج می برند.

بزبزِِقندی، اولیــن بزِ دیابتی ِتاریخ است.

بهترین دونده ها، با تاتی تاتی آغاز کرده اند.

در بزم ِباد، هیچ شمعی تا صبــح بیدار نمی ماند.

بیـــشترین حمام ِآفتاب را، کارتــن خواب می گیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت   توسط مصطفی 

پیقولاد (شعری طنز از ابوالفضل زروبی نصرآباد-شاعری از تربت جام)

سلام. این شعر رو توی یک نشریه دانشجویی در تربت جام دیدم. خیلی شعر پر محتوا و جالبیه. توصیه می کنم که حتماً با دقت بخونیدش. مارو که خیلی گرفت.

وارد باغ شدیم

و نمی دانستیم

که ز وارونی بخت

باغبان کرده کمین پشت درخت!

من که آن عهد قدیم زبل بودم و شیطون و بلا

از درختی پر بار

رفته بودم بالا

من شدم غرق شناسایی اندیشه یک سیب گلاب

«که فلک دسته گلی داد به آب !»

تو شنیدی که یکی می آید

تیز در رفتی و با من گفتی:

«های... ملا ، در رو!»

بنده فی الفور پریدم پایین

تا به خود جنبیدم

باغبان نیز رسید

حالتم شد نمکین!

چشم شهلای من از ضربت اردنگی آن بی انصاف

لوچ شد مثل «اوشین» !

باغبان گوش مرا سخت کشید

آنچنان سخت که پنداشتی ازبیخ برید!

من به ضرب کتک افتاده به خاک

تو زدی از سر دیوار به چاک!

***

من از آن روز دگر شکر خدا

شده ام ناشنوا (!)

ولی از گردش چرخ و ایام

تو وزیری شده ای صاحب نام !

***

زن من می گوید:

« اصغری» لخت و پتی است

« مملی» پاره شده شلوارش

سقف هم نمناک است

ما چه سازیم اگر در برود زهوارش؟

«با خبر باش که سر می شکند دیوارش!»

ومن انگار نه انگار که اصلا سخنی می شنوم!

***

مردمان می گویند:

« آی آقای وزیر!

وضع ما آشفته ست

بختهامان خفته ست

توی دنیا ، آیا

نیست یک تن که به فریاد دل ما برسد؟!

های... آقای وزیر... !»

و تو انگار نه انگار که اصلاً سخنی می شنوی!

***

بر خلاف کری من که ز «پیقولاد*» است

گوش اربــاب منـاصب کر مادرزاد است

« آنچه البته به جایی نرسد ، فریاد است»

 

*= پیقولاد: نوعی از ثقل سامعه که به واسطه کشیده شدن گوش آدم توسط باغبان با علت بالا رفتن از درخت گوجه یا گردو، در خردسالی حاصل می شود و با انواع دیگرش فرق دارد!

ابوالفضل زروبی نصرآباد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت   توسط مصطفی  | 

شهریار عشق(شعر- میلاد سیدالشهداء امام حسین علیه السلام)

شهریار عشق

 گردد جهان و هر چه در او بر مدار عشق

سیارگان تمام شده بیقرار عشق

ذرات و کائنات سراسر اسیر او

گیتی محاط دائرة اقتدار عشق

هر چیز هر چه شد همه از عشق شد بلی

بیرون ز حصر کرده خدا اختیار عشق

کاین کارگاه هستی و ایوان او تمام

برگی بود زدفتر نقش و نگار عشق

عشق آن زمان که خواست تجلی کند زغیب

میخواست مظهری که بود هم عیار عشق

عاشق زیاد بود ولی عشق را چه سود

ز آنان کسی نبود که آید بکار عشق

تا آنکه از سلالة آدم شهی بنام

در شهر عشق آمد و شد شهریار عشق

شاهنشه وجود نماینده کمال

آری حسین الهه و پروردگار عشق

امروز روز سوم شعبان بود که نیست

روزی چنین بعالم لیل و نهار عشق

روزی بود که عشق تجلی نمود و دید

چشم زمانه پادشه کامکار عشق

میلاد با سعادت سلطان دین حسین

آن اوستاد معنی و آموزگار عشق

خورشید عشق سر زده اینک به میمنت

از خانة علی پدر تاجدار عشق

آری طلوع کرده از آن مشرق آفتاب

روشن نموده کشور و شهر و دیار عشق

آن عشق محض مظهر تام وجود پاک

لاجرعه سرکشیده می خوشگوار عشق

روزیکه سید الشهداء کرد عزم رزم

افزود در تمام جهان اعتبار عشق

پیمود تا طریق حقیقت بسوی حق

بنمود اهل و مال و تن جان نثار عشق

تا باخت نرد عشق شهنشاه عالمین

بنمود خاک کربلا لاله زار عشق

کی بود زادة زهرا که روز طف

تمساح عشق غوطه ور اندر بحار عشق

یحیی صفت بداد سراما سر حسین

برشد بمثل عیسی مریم بدار عشق

مردانه تاخت تا بسرا پردة یزید

بشکست سدّ کفر زمان شهسوار عشق

تا کرد آبیاری بستان دین حسین

شد سیل خون روان ، همه در جویبار عشق

زین پیشوای اعظم آزادگان کنون

باید که مسلمین بپذیرند کار عشق

تا بر علیه کفر کنند این زمان قیام

تا تاج دین بسر بنهند از کنار عشق

تا در پناه پرچم اسلام در جهان

اسفند کفر بگذرد ، آید بهار عشق

تا از نفاق و تفرقه ورزند اجتناب

گردند مجتمع همه اندر حصار عشق

بالجمله­ای که خفته­ای اندر مقام جهل

بیدار شو چو خسرو شب زنده­دار عشق

برگرفته از سایت لبـیـــک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت   توسط مصطفی  | 

گلچین ابیات مسیحایی (پیرامون امام زمان و انتظار)
سلام . سعی کردم ابیاتی را انتخاب کنم که محرک و تاثیر گذار و همراه با معنویات و انتظار باشد. اللهم عجل لولیک الفرج

گر دست دهد خاک کف پای نگارم  /   بر لوح بصر خط غباری بنگارم

 

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم /هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

 

درآ که در دل خسته توان درآید باز   /   بیا که در تن مرده روان در آید باز

 

باز آی ودل تنگ مرا مونس جان باش  /  وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

 

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس   /   زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

 

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم    /   تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

 

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم   /   چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم

 

هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک  /   گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

 

خوش خبر باشی ای نسیم شمال   /   کی به ما می رسد زمان وصال

 

ز در درآ و شبستان ما منور کن   /   هوای مجلس روحانیان معطر کن

 

حجاب چهره جان می شود غبار تنم    /    خوشا دمی که از آن چهره پرده بر فکنم

 

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی   /   تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

 

وصال او ز عمر جاودان به   /   خداوندا مرا آن ده که آن به

 

رواق منظر چشم من آشیانه توست   /   کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

 

سر ارادت ما آستان حضرت دوست  /   که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

 

شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد  /   زدیم بر صف رندان هر چه بادا باد

 

بنال بلبل اگر با منت سر یاری است   /   که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری است

 

هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد   /   خداش در همه حال از بلا نگه دارد

 

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند   /    نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

 

بر سر آنم که گر ز دست برآید  /   دست به کاری زنم که غصه سر آید

 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند   /   آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

 

رو نما و وجود خودم از یاد ببر   /    خرمن سوختگان را همه گو باد ببر

 

هرگزم نقش تو از لوح دلو جان نرود  /   هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

 

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار  /   ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار

 

صبر کن حافظ به سختی روز و شب  /   عاقبت روزی بیابی کام را

 

زهی خجسته زمانی که یار باز آید   /   بکام غمزدگان غمگسار باز آید

 

ای شهنشاه بلند اختر ،خدا را همتی   /   تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

 

حافظ ز دیده دانه اشکی همی فشان  /   باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید   /    یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

کلید واژه ها: مشاعره-اشعار ناب-بهترین اشعاردنیا-برترین شعرها-زیباترین ابیات-اشعار مذهبی-گزیده-حافظ-

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت   توسط مصطفی  | 

یا حسین فاطمه

 

حسینم،این همه بر سینه آذرم نزنید

نمک به زخم دل درد پرورم نزنید

در این مدینه ،همین جا سر مرا ببرید

ولی غلاف تیغ به بازوی مادرم نزنید

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت   توسط مصطفی 

دل شکسته مهدی فاطمه-غربت اهل بیت
علامه میر جهانی فرمودند:
درخواب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دیدم خدمت ایشان عرض کردم: احوال شما چطور است  ؟
بانوی دو جهان در جواب با یک بیت شعر فرمودند:

دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود

در این زمان دل فرزند من شکسته تر است 

از آقا درخواست شد به همین وزن ادامه این بیت را بسرایند.
اما آقا از این کار امتناع کردند.
(شاید به خاطر ادب و ارج نهادن به آن بیت سروده شده توسط بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیه از این امر خودداری ورزیده باشند.)

به نقل از سایت صالحیــن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت   توسط مصطفی 

این دلم دلخون از این دیباچه شد

دانی از چه نام کوچه کوچه شد

بس که نالید وبه شبها گریه کرد

گفت "کو" زهرا و دست او "چه" شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت   توسط مصطفی