
حمید مصدق در 9 بهمن سال 1318 در شهرضا به دنیا آمد. دارای لیسانس حقوق و فوق لیسانس اقتصاد است و در انگلستان در زمینه روش تحقیق تحصیل نموده و تا سال های پایانی عمر به تدریس و وکالت مشغول بوده است .
منظومه بلند و زیبای " آبی ، خاکستری ، سیاه " ایشان در سال 1344 برای اولین بار منتشر و از اشعار بسیار محبوب و مشهور شد. قسمت های مختلف این شعر در زمینه های مختلف معروف و ورد زبان مردم شد از جمله قسمتی که شعار دانشجویان در تظاهرات سیاسی شد : من اگر برخیزم / تو اگر برخیزی / همه بر می خیزند.
به یاد ایام انقلاب که در سی امین سالگرد پیروزیش قرار داریم و به یاد برادران و خواهران مظلوممان در غزه این شعر رو آوردم. کاملشو که با محتوایی عاشقانه-سیاسی است میتونین از اینجـــــــا بخونین.
... با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها،
با تو اكنون چه فراموشيهاست .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد !
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
- خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز بر پا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وا نكنيم .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي
پنجه در پنجه هر دشمن دون
- آويزد
دشتها نام تو را مي گويند .
كوهها شعر مرا مي خوانند .
كوه بايد شد و ماند،
رود بايد شد و رفت،
دشت بايد شد و خواند .
در من اين جلوه اندوه ز چيست ؟
در تو اين قصه پرهيز - كه چه ؟
در من اين شعله عصيان نياز،
در تو دمسردي پاييز - كه چه ؟
حرف را بايد زد !
درد را بايد گفت !
سخن از مهر من و جور تو نيست .
سخن از
متلاشي شدن دوستي است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
...
سينه ام آينه اي ست،
با غباري از غم .
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .
...
من چه مي گويم،آه ...
با تو اكنون چه فراموشيها؛
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست .
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
